خرید بک لینک
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

بگذار به جای نوشتن، به جای عطش ثبت همهچیز که مبادا در برود و فراموش بشود، به جای آنکه دست و چشمم را به کلمه مشغول کنم، بنشینم روبهروی تو به تماشای آرامش بیکرانهات، برای باقی عمر.

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

با پلیور زرشکی نشسته روبهروی من. میگویم اونجا هنوز سرده؟ جواب میدهد من سردمه. چرا تاریکه اتاق؟ نمیبینمت. چراغ مطالعه را روشن میکنم. بدون حرف همدیگر را تماشا میکنیم. دست میگذارم روی صفحهی تلف

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

مرا که سرگردان و بیآشیان ماندهام از طوفان بگیر و به خانهی خودت ببر. زخمهایم را مرهم بگذار، آب و دانم بده. آرام سرم را نوازش کن و زیرلبی برایم آواز بخوان. مرا نگه دار تا التیام بالهای شکستهام و

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

این آن چیزی نبود که میخواستم اولینشب ماه مبارک بنویسم. اما اینکه هنوز فکر میکنم به چیزهایی که میخواستهام، به خندهام میاندازد. به تصوری از روال روزها رسیدهام و آماده برای اینکه از لحظههایی ک

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

قبلها تنها که میماندم در خانه، برایم آغاز لحظههای درخشان تکی با خودم بود. بیشترش را کتاب میخواندم. چای میگذاشتم، مینشستم در بالکن بارانی، کف دستم را میچسباندم به گرمای لیوان و باران میخورد به

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

سر سفرهی افطار تنهاییم نشستهام. مامبزرگ برایم ماقوت درست کرده، خودش میگوید فرنی. پریشب شیربرنج، شب قبلش آش گوجه و همه را تقسیم کرده که به پایینیها و بالاییها هم بدهیم. مامبزرگ خیلی سال است نمی

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

مرا که رنجدیدهام در پناه خودت درمان کن الهی.

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:48

صفحه بندی